...خسته شده ام... ...میخواهم در اغوش گرمت ارام گیرم... ...خسته شده ام بس که از سرما لرزیدم... ...بس که این کوره راه ترس اور... ...زندگی را هراسان پیمودم... ...زخم پا هایم به من میخندد... ...خسته شده ام بس که تنها دویدم... ...اشک گونه هایم را پاک کن... ...و بر پیشانیم بوسه بزن... ...میخواهم با تو گریه کنم... ...خسته شده ام بس که تنها گریه کردم... ...میخواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم... ...و شانه هایت را ببوسم... ...خسته شدم بس که تنها ایستادم...
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
Home
|